به فارس می گن نمی خواهی ادم شی می گه من ازاین سوسول بازی ها خوشم نمی اید
فارسه میره رستوران گارسون میحواسته سرکارش بهزاره میگه: ((کوجی باچی کالا تابا فاباکا گلاسه )) با ((لیمو)) داریم، غضنفر میگه:((کوجی با چی کالاتابافاباکا گلاسه)) با چی؟!!
فارسه زنگ میزنه به فلسطین میگه: اونجا فلسطینه؟ طرف جواب میده: بله ، یارو داد میزنه میگه: پس شما غلط میکنید میگویید که فلسطین اشغاله
فارسه میره کنکور بده یه سکه میبره می انداخته بالا شانسی سوالها را جواب میداده بعد یه ساعت مسئول اونجا میبینه یارو بد جور عرق کرده و زیر لب فحش میده. بهش میگه: چی شده؟ یارو میگه: سوالها را جواب دادم دارم چک میکنم بیشتر سوالات اشتباه است
فارسه سوار تاکسی میشه راننده بهش میگه دست لا ذر گیر نکنه فارسه تریپ مرام میزاره میگه سرت لا در گیر نکنه.
یه روز یه فارسه میخوره به یه تیر برق میگه چه یک بزرگی
فارسه رشتیه رو تو خیابون میبینه، بهش میگه: سلاااام اکبر آقای گل! رشتیه میگه: دیگه سلام بی سلام، خانم مُرد!!!
فارسه یبوست داشته، میره دکتر. دکتر یک نسخه براش می نویسه بهش میگه: این قرصها رو میخوری، این شیاف رو هم استعمال میکنی. فارسه میگه: آقای دکتر استعمال میکنم یعنی چی؟ دکتره بهش میگه: عزیزم یعنی باید یه جوری به بدنت برسونی . فارسه میگه: یعنی چی؟ یعنی بخورمش!؟ دکتره میگه: ببین عزیز من! باید یه جوری به بدنت برسونی اما نه از دهن. فارسه میگه: یعنی از گوشم؟! ... دکتره حوصلش سر میره با خنده میگه: باباجون باید بکنیش تو ...ونت! فارسه هم میگه : ببین اقای دکتر خودت شوخی رو شروع کردی ها، منم ...یرم تو دهنت
فارسه مجری مسابقه بیست سوالی میشه، یارو ازش میپرسه، جانداره؟ میگه: نه. میپرسه: تو جیب جا میشه؟ فارسه کلی فکر میکنه، بعد میگه: تو جیب جا میشه اما اگه تو جیبت بریزی، جیبت ماستی میشه!
- فارسه رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه : اگه مردین یه فاز یه فاز بیاین جلو
- فارسه چراغ علاالدین پیدا میکنه، شروع میکنه تمیز کردنش که یه دفعه غوله از توش در میاد و میگه: من غول چراغم هرچی میخوای آرزو کن تا برات برآورده کنم! فارسه هم ازون حزبلای تیر بوده، میگه: برو قدس رو آزاد کن! غوله میگه: بابا دمت گرم! ما رو با این اسرائیلیا در نیانداز، اینا خطرناکن، بمب اتمی دارن، آمریکا پشت سرشونه، سر جدت یه چیز دیگه بگو ! فارسه یکم فکر میکنه، میگه: باشه، بیا یه کاری کن دیگه به ما ترکا نگن سک! یهو غوله شروع می کنه بند و بساطش رو جمع جور میکنه که بره، فارسه بهش میگه: هوی! کجا داری میری؟! میگه: قربونت! میرم همون قدس روآزاد کنم!!!
یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته کنار خیابون گریه میکنه. جلو میره و میگه چی شده عزیزم ، پسر بچه میگه سکه 25 تومانی ام را گم کرده ام. مرد میگه اینکه گریه نداره بیا این25 تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه کردن ادامه میده < مرد میپرسه دیگه چیه ؟ بچه میگه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان 50 تومن پول داشتم
به فارسه میگن یه جوک بگو . میگه :خیار........ میگن چه بی نمک! میگه: خیارشور
فارسه یک قلاده بسته بوده گردن یک تمساحِ لندهور، داشته واسه خودش تو خیابون راه میرفته. یارو افسره میاد جلوشو میگیره، میگه: مردک این چیه با خودت راه انداختی تو خیابون؟! اینو باید ببری باغ وحش. فارسه میگه: والله جناب سروان، دیروز برده بودمش باغوحش، امروز بهش قول دادم ببرمش سینما
یه روز از یه شیرازی میپرسن که راسته که شیرازیها حرف دومشون همیشه فحشه؟ شیرازیه میگه: کدوم بیشرفی این حرف رو زده
یه روز یه فارسه میره مهمونی، صاحبخونه یه سگ داشت که اسمش جو بوده. سگه میره زیر صندلی فارسه میشینه. یهو فارسه بد جوری گوزش میگیره. با خودش فکر میکنه که اگه بگوزه، صاحبخونه فکر میکنه که جو گوزیده. فارسه یه کم از گوزشو ول میکنه، صاحبخونه سریع به جو گفت: جو برو تو حیاط. ولی جو تکون نخورد. فارسه که خیالش راحت شده بود که میافته گردن جو با خیال راحت تمام گوزشو ول کرد. صاحبخونه یهو داد زد: جو، حتما میخوای این آقا رو سرت برینه
فارسه سوار یه خره عکس میگیره. عکس رو میفرسته برای مادرش، زیر عکسه
مینویسه: سلام بر ننم، بالایی منم
مى خاست بفروشه ، یک دفه یک معتاد شیرازی از راه رسید گفت این میمون چنده ، مرده گفت اقا این خرگوشه نه میمون ، مرده گفت من که از شما سوال نکردم از از خرگوشه سوال کردم
یه روز یه مردی یه مارمولکی له می کنه مارمولک بلند میشه و می گه :پهلوانان نمی میرند
فارسه کفترشو گم میکنه، تو روزنامه آگهی میده: بیه بیه!
یه روز یه اصفهانیه یه 25 تومنی رو تو دستش هی فشار میداده که دستش عرق میکنه بعد دستش رو باز میکنه به 25 تومنی میگه اگه تا فردا هم گریه کنی خرجت نمیکنم
فارسه می گن با انجام جمله بساز میگه:من را از بازی کشیدن بیرون یک ان جام گذاشتن
از 5 راه میشه تشخیص داد یه نفر اصفهانیه ، اول اینکه همشون زیرشلواری آبی راه راه می پوشن ( البته شاید با خوندن این مطلب سریع اونو عوض کنن ) ، دوم اینکه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهی به شیشه میکنن به کجا رسیده ، سوم اینکه تا در بستنی رو باز میکنن سریع یه لیس به درش میزنن ، چهارم اینکه وقتی براشون مهمون میاد دم در می ایستند و به جای اینکه بگویند بفرمائید تو میگن چرا نمیای تو ، پنجم اینکه من اصفهانی نیستم ، ولی چرا این کار ها رو میکنم
از فارسه نوار مغزی میگیرند، میبینند بیست دقیقه اولش خالیه
فارسه سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته: ظرفیت 12 نفر. باخودش میگه: عجب بدبختیهها! حالا 11 نفر دیگه از کجا بیارم؟!
به یه فارسه میگن میذاری بچه ات بره دانشگاه؟ میگه اگر به درسش لطمه نزنه آره!!!
به یه فارسه گفتند :شما لهجه دارید؟؟
گفت نه والا .میخوای........ بیا بگرد
به فارسه میگن تا حالا در زندگیت ریسک کردی ؟ میگه:آره یه بار اسهال گرفته بودم گوزیدم
از فارسه میپرسن اگه سردت بشه چیکار میکنی؟؟
میرم میرم بغل بخاری
میگن اگه خیلی سردت بشه چی؟
میگه میچسبم به بخاری
میگن اگه خیلی خیلی سردت بشه چی؟
میگه ایلده بخاری رو روشن میکنم
فارسه داشته پوست پرتغال رو با چاقو میگرفته با خودش میگه: خدا کنه توش موز باشه
یه معتاد شیرازی روی دستگاه پیغام گیر خونش پیام گذاشته بود:
هشتم......ولی خشته ام....
یکی میره مهمونی خونه ی فارسه
فارسه بهش میگه آب میخوای یا رادیو روشن کنم
به فارسه میگن چرافارس شدی میگه حواسم نبود
یه بار یه رشتیه میبینه یه فارسه داره رو زمین سینه خیز میره بعد میگه : اوووو,سک مولک!
فارسه میره تو بیابون یه لاهاف کرسی می اندازه رو خودش. یکی داشته از اونجا رد می شده بهش می گه : آقا شما فارسی؟ فارسه می گه : از زیر لاهاف هم معلوومه؟
فارسه سی دی خش دار داشته. ازش می پرسن چرا سی دیت اینقدر خش داره؟ میگه : آهنگای قشنگشو علامت زدم
یه بار یه بچه داشته از ساختمون بیست طبقه میفتاده پایین,مردم هم اونجا جمع شده بودند.یه دروازه بان از اونجا ردمی شده بعددروازه بانه شیرجه میزنه روهوا بچه رو میقاپه بعدجو میگیرتش شوتش میکنه!
یه بار به غضنفر یه انگشت نشون میدن میگن این چندتاست.میگه یکی.بعدش ده تا انگشت رو بهش نشون میدن میگن این چندتاست؟میگه وای چقدر یک!
به یه فارسه میگن یه نقاشی غمگین بکش :یه بربری می کشه که نصفش سوخته!
فارسه تو عروسی خودش جو می گیردش به عروس شماره می ده
فارسه کولر خونشون خراب میشه به زنش میگه چند دفعه گفتم 5 نفری جلوی این نشینید
فارسه میره جلوی آینه و چشماشو می بنده. میگن چرا اینکارو می کنی؟ میگه: آخه می خوام ببینم وقتی می خوابم چه ریختی میشم
فارسه تو صف نونوائی بوده، بعد یهو دور از جون شما یه صدای گوزی ازش میاد! همه برمیگردن بهش نگاه میکنن. بعد با قیافه ای حق به جانب میگه: والا با این نوناشون
فارسه و اصفهانیه و همدانیه مرحوم میشن. اون دنیا میرن جلو در بهشت، تا میان برن تو یارو دربونه یک نگاه به پروندشون میکنه، با لگد پرتشون میکنه بیرون! خلاصه همینجور دم در بهشت ولو بودن، یهو همدانیه میبینه دارن یه جنازه میبرن تو بهشت، اینم بدو بدو میره زیر جنازه رو میگیره و لاالهالاالله گویان میره تو. یک مدت میگذره، اصفهانیه میبینه یک جانباز داره با ویلچر میره تو، اینم بدو بدو میره پشت ویلچر رو میگیره و میره تو. فارسه خیلی شاکی میشه، هی دور و بر رو نگاه میکنه، میبینه پشت بهشت ساختمون سازی دارن، یک فرغون افتاده اون گوشه. خلاصه فروغون خالی رو ور میداره میره جلو در بهشت. دربونه میپرسه: چیکار داری؟ فارسه میگه: کوری نمیبینی مفقود الاثر آوردم
فارسه بچش بعد از عید فطر به دنیا میاد، اسمشو میگزاره: پسفطرت
فارسه میره مدرسه دنبال پسرش که اسمش ماشالا بوده. میره طبقه ی اول، می بینه روی یه تابلو نوشتن که : محل نگهداری دانش آموزان با استعداد. از مسئولش می پرسه: آقا بچه ما اینجاس؟ طرف میگه: نه داداش. میره طبقه ی دوم، می بینه یه تابلو زدن که روش نوشتن: محل نگهداری دانش آموزان متوسط. میبینه بچش اونجاهم نیست. میره طبقه ی سوم، می بینه یه تابلو زدن که : محل نگهداری دانش آموزان خنگ، کودن، کم حافظه ! با خودش می گه حتما همینجاس. میبینه بچش اونجا هم نیست. میره طبقه ی چهارم، می بینه یه تابلو زدن که روش نوشتن: محل نگهداری ماشالا
طبقه بندی: عمومی،
یک بابایی یه ماهی تو پاکت دستش بوده، رفیقش میبیندش، ازش میپرسه: جریان این ماهیه چیه؟ میگه: دارم برای شام میبرمش خونه. ماهیه میگه: مرسی من شام خوردم، منو ببر سینما!
به فارسه میگن چی شد فارس شدی؟! میگه: والله من اولش که فارس نبودم، تو بیمارستان با یه بچه فارس سک عوض شدم!
دو دیوانه با هم گفتگو میکردند. اولی: اگر گفتی فرق کلاغ چیه؟ دومی: خوب معلومه! این بالش از اون بالش مساویتره!
-احمق کسی است که به همه چیز اطمینان کامل داشته باشد. مطمئنی؟ صددرصد!
مرد: قسم میخوری که منو به خاطر پولهایم دوست نداری؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!
زن و شوهری به سینما رفتند. در اواخر فیلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: این کسی که بغل دست من نشسته از اول فیلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتی جواب داد: به درک که خواب است. حالا چرا منو از خواب بیدار کردی؟
فارسه میخواسته گردو بشکنه، گردو رو میگذاره زیر پاش، با آجر میزنه تو سرش!
فارسه میره بقالی، میبینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟!
-فارسه با زنش رفته بوده سینما، تو فیلم یهو یه گاوه شروع میکنه دویدن طرف تماشاچیا. فارسه یهو میپره زیر صندلی، زنش میگه: بابا خجالت بکش! این فیلمه. فارسه میگه: زن! من و تو میدونیم فیلمه، گاوه که نمیدونه!
بازرس رفته بود شادگان تا از مدرسه عرب ها بازدید کنه. عبود رو صدا کرد و گفت: یک سوال می پرسم تا سطح علمی تو رو بدونم.بگو ببینم کی درِ قلعه ی خیبر رو شکست؟ عبود میزنه زیر گریه و میگه:آقا به خدا کار ما نیست.بازرس عصبانی میشه و میره پیش معلم و موضوع رو تعریف میکنه.معلمه که اسمش جاسم بوده میگه:من فکر نکنم کار اون باشه آخه اون بچه ی خوبیه.بازرس که کلافه شده بود میره پیشه مدیر و ههمه چی رو تعریف میکنه.مدیر خر هم میگه:اشکالی نداره شما بگید چقدر خرج داره خودم میدم.
فارسه میره ساندویچی، میگه: ببخشید بندری دارید؟ یارو میگه: بعله. فارسه میگه: پس قربون دستت، بگذار یک حالی بکنیم!
فارسه میره حموم، آب جوش بوده با نعلبکی دوش میگیره
به فارسه میگن: با «لجن» جمله بساز. میگه: نمیدونم چرا همه بچهمحلها با من لجن؟
به فارسه میگن: با «لوستر» جمله بساز، میگه: من 3 تا دختر دارم یکی از یکی لوستر
به فارسه میگن: با «مایلی کهن» جمله بساز، میگه: مایلی کهنتو عوض کنم؟!
به فارسه میگن: با «ممه» جمله بساز. میگه: گرممه
به فارسه میگن با ریلکس جمله بساز.میگه:رفتیم باغ وحش با گوریل عکس گرفتیم
یه فارسه و یه اصفهانی ویه رشتی رو میخاستن اعدام کنن میگن با گیوتین بمیرید یا تیربار بشید یا اعدام با دار شید ت اصفهانی میگه با گیوتین سرش رو میزارن رو گیوتین تا میرسه به گردنش وای میسته آزادش میکنن رشتیه میگه منو تیر بارون کنید می خواستن تیر بارش کنن اما تفنگا گلوله نداشت وآزادش میکنن فارسه میگه اون دوتا که خراب بود منو با دار اعدام کنید
یه صندلی بوده که هرکس روش میشسته و دروغ میگفته بادکنک بالای سرش میترکیده اصفهانیه میشینه میگه مافکر میکنیم آدمای ولخرجی هستیم بادکنک میترکه رشتیه میشینه میگه ما فکر میکنیم که آدمای با غیرتی هستیم بادکنک میترکه فارسه میشینه میگه ما فکر میکنیم... بادکنک میترکه!!!
فارسه میره چلو کبابی گارسون میاد میگه: چی میل دارین فارسه میگه: یه پرس چلو کباب گارسونه میگه با کمال میل فارسه میگه : نه با سماغ و دوغ!!!
یه فارسه داروی آنتی بیوتیکشو سر وقت نمیخوره ازش میپرسن چرا ?میگه میخوام میکروبها رو غافلگیر کنم
به فارسه می گن برو یه کیهان (روزنامه) بخر.ده دقیقه بعد با یه سک بر می گرده! می گن این چیه رفتی گرفتی؟! می گه کیهان نداشت همشهری گرفتم !!!
یه روز یه فارسه رفته بود غازش رو بفروشه.یکی اومد گفت : سک چند؟! فارسه گفت : این که سک نیست بابا غازه!!! یارو گفت : کی با تو بود؟! با این غازه بودم
قزوینیه میره خونه یک میلیونره، دویست میلیون نقد میدزده. بعد زنگ میزنه خونه یارو میگه: بچه رو بیارین پولارو ببرین!
یک گروه از محققین انسان شناسی داشتن روی تفاوت مغز نژادهای مختلف انسان تحقیق میکردند، اول مغز یک آمریکاییه رو باز میکنند، میبینند ای بابا اینا اینقدر با الکترونیک و کامپیوتر ور رفتن که تو مغزشون پر شده از IC و مدارهای الکترونیکی. خلاصه میترسن دست به یک چیزی بزنند خراب شه، زود مغز یارو رو میبندند. بعد مغز یک ژاپنیه رو باز میکنند، میبینند ای بابا این وضعش از آمریکاییه هم خراب تره و مغزش شده پر از مدارای نوری و چیزای عجیب غریب، خلاصه مغز این رو هم جرات نمیکنند دست بزنند. بعد جمجمه یک فارسه رو باز میکنند، میبینند تو ش فقط یدونه سیم ازین ور جمجه رفته اونور. باخودشون میگن: خوب ما اینو قطع میکنیم، اگه دییدم خیلی ضایع شد، فوقش دوباره وصلش میکنیم! خلاصه سیمه رو قطع میکنند، یهو گوشای فارسه میافته!
فارسه زنگ میزنه 118، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر رو دارین؟! یارو میگه: نه. فارسه میگه: پس من میخونم یادداشت کنین!
فارسه مجری مسابقه بیست سوالی میشه، یارو ازش میپرسه، جانداره؟ میگه: نه. میپرسه: تو جیب جا میشه؟ فارسه کلی فکر میکنه، بعد میگه: تو جیب جا میشه اما اگه تو جیبت بریزی، جیبت ماستی میشه!
فارسه پسرش رو میفرسته ژیمناستیک، بعد از یه مدتی میبینه پسرش روز به روز جای اینکه پیشرفت کنه هی داره پسرفت میکنه. یک روز میره سر جلسه تمرینشون ببینه چه خبره، میبینه از بچش به عنوان سکک استفاده میکنند!
فارسه مرده شور بوده، بعد از یه مدتی میگیرنش دهنش رو سرویس میکنن. رفیقاش میپرسن بابا مگه این بیچاره چی کار کرده بود؟ میگن: این پدرسوخته سوالای شب اول قبر رو تکثیر کرده بود بین مردهها تقسیم میکرد!
فارسه سوار اتوبوس میشه، میره یک گوشه وامیسته. راننده بهش میگه: آقا این همه صندلی خالی، چرا نمیشینی؟ فارسه میگه: حالا صبر کن، دو دقیقه دیگه همین یک ذره جا هم پیدا نمیشه!
فارسه ساندویچفروشی داشته، یک روز یک بابایی میاد میگه: قربون یک ککتل بده، فقط بیزحمت توش گوجه نگذار. فارسه میگه: آقا امروز اصلا گوجه نداریم، میخوای خیارشور نگذارم؟!
فارسه دوتا دزد میگیره، زنگ میزنه به 220!
فارسه کنار یه چاهی وایساده بوده، هی میگفته: سیزده،..سیزده،..سیزده.. یکی از اونجا رد میشده، میپرسه: ببخشید قربان، میتونم بپرسم دارید چیکار میکنید؟ فارسه یقه یارو رو میگیره، پرتش میکنه تو چاه، میگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!
به فارسه میگن: چند تا حیوون نام ببر که پرواز کنه. میگه: کبوتر، کلاغ، سک! بهش میگن: بابا سک که پرواز نمیکنه! میگه: بابا سکه دیگه، یهو دیدی پرواز کرد!
فارسا به یدونه شلوار لی میگن: لیوان! به دوتاش می گن: لی لی! به ستاش میگن تریلی! به چهارتاش میگن: چارلی! به پنج تاش می گن لی لی تو تریلی! به شش تاش می گن لی لی با چارلی! به هفت تاش می گن: خیلی!!!
فارسه بالای خونش ماهواره نصب می کنه روش می نویسه کولر
فارسه می ره مهمونی بهش می گن راحت باش، می گوزه!!!!
فارسه زنگ میزنه به موبایل دوستش بعد اون خانومه میگه مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد. فارسه میگه بیخیال خودت چطوری؟
فارسه عینک دودی زده بوده میره بیرون پسرشو می بینه محکم می زنه تو صورت پسرش میگه این موقع شب اینجا چه کار می کنی....پسرش میگه بابا جون الان که شب نیست عینکی که زدی تاریک می بینی...فارسه عینکش و بر می داره یدونه محکم تر می زنه تو صورت پسرش میگه....بچه از دیشب تا حالا کجا بودی
به فارسه میگن قبله کدوم طرفه؟ میگه کجا رو بهت آدرس دادن؟
یه فارسه سوار سمند میشه می بینه یه زنه بهش میگه: لطفا در خودرو را ببندید. فارسه میگه: خوب بستم حالا بیا بیرون جیگر
به فارسه میگن طوله سک!!...... با لبخند می گه : ما خانوادگی baby face هستیم
فارسه ex میزنه میره تو خیابون یک سکه رو می بینه میگه عجب توهمی هم دارم میرم هم دارم میام !!
طی تحقیقات بعمل امده فارسها نمیتوانند با 110 تماس بگیرند .چون کلید 11 رو روی تلفن پیدا نمیکنند
فارسه میره میوه فروشی میگه: آقا بی زحمت یه کیلو انگور بده. فروشنده هم ازون آدمهای مذهبی بوده، میگه: نگو انگور، بگو میوه بهشتی! بعد اون بابا میگه: آقا دو کیلو هم سیب بدین. یارو میگه: نگو سیب، بگو جمال محمد! بعد فارسه بادمجون میخواسته، میگه: بی زحمت یه کیلو هم ...یـــرِ بلال حبشی بدین!!!
به فارسه میگن: با «سینا» جمله بساز. میگه: با عباساینا رفتیم بیرون
به فارسه میگن چرا قرصهات رو سر وقت نمیخوری میگه آخه میخوام ویروسها رو غافلگیر کنم
میدونین فارسارو تو کلاس از کجا میشه تشخیص داد؟ از اونجا که هر وقت معلم تخته رو پاک میکنه اونام دفتراشونو پاک میکنن
فارسه میخواسته یک کبریت سوخته رو روشن کنه،هرچی میزده کبریت مادرمرده روشن نمیشده. رفیقش بهش میگه: بابا خوب شاید کبریتش سکابه! فارسه میگه: نه بابا، همین پنج دقیقه پیش روشن شد
طبقه بندی: عمومی،
تبلیغات 